امروز

دوشنبه, ۱۳ مرداد , ۱۳۹۹

  ساعت

۱۴:۲۳ بعد از ظهر

 

 

«اختلاف بین صاحب نظران در همه حوزه ها اعم از سیاسی و فرهنگی امری اجتناب ناپذیر بوده است. اما به طور معمول اختلاف در روشنفکران و صاحبان علم و اندیشه، ابتدا باعث جدایی و بعد که حقایق روشن شد موجب وفاق هر چه بیشتر می شود.

در طول این سالها که شاهد اختلافات زیادی بین احزاب ملی گرا بودیم با وجود برطرف شدن خیلی از ابهامات نه تنها در برخی افراد تغییر و تحولی حاصل نشد بلکه اختلافات به شکل عمیق تری ریشه دوانید تا جایی که به ناچار بزرگانی چون دکتر هرمیداس باوند و مهندس زعیم جبهه ملی ششم را به وجود آوردند.

متاسفانه باید گفت: افرادی که مسبب نفاق در جبهه ملی بوده و هستند با وجود شواهد و مستندات فراوان همچنان به عقیده غلط خود پافشاری کرده و هیچ گونه قدمی در راه وفاق و همبستگی بر نمی دارند.

هدف از این گفتار بازخوانی رویدادی است که در چند سال اخیر برای حزب ایران، یکی از موثرترین احزاب جبهه ملی اتفاق افتاد.
حزب ایران در دولت اول سید محمد خاتمی به طور رسمی تقاضای اجازه فعالیت علنی کرد و رییس جمهور وقت هم موافقت نمود. در این فاصله به دست خط و امضای زنده یاد دکتر ایرج صراف ( عضو ارشد شورای عالی حزب ایران و مسوول تشکیلات) طوماری جمع آوری شد و پروفسور سید حسن امین را نامزد انتخابات ریاست جمهوری معرفی کردند. با این وجود ایشان با چنین درخواستی موافقت نکرد و به خاطر احترام به نظر شخصیت هایی که طومار را امضاء کرده بودند، سند و مدرک آن را در کتاب ایران نامه خود (صفحه ۳۰۳) منتشر کرد.
همچنین در کتاب احزاب و جناحهای سیاسی ایران امروز، تالیف عباس شادلو چاپ ۱۳۸۲ در مدخل جبهه ملی ایران دبیر کل و اعضای آن را به صراحت معرفی نموده است. در این بخش از کتاب دبیرکل حزب ایران را مهندس علیقلی بیانی و قائم مقام او را مهندس نظام الدین موحد و همچنین سخنگویان حزب را پروفسور سید حسن امین و سرلشکر ناصر فربد معرفی می کند.

در مجله حافظ نیز به مناسبت شصتمین سالگرد تاسیس حزب ایران مقاله ای به قلم بیانی و موحد به همین ترتیب نخست نام دبیرکل و بعد قائم مقام او چاپ شد.
سرانجام، پلنوم حزب در ۱۶ آذرماه سال ۱۳۸۶ بعد از مرگ مهندس موحد که سال ۱۳۸۵ درگذشت، تشکیل شد و پس از رای گیری بیانی رای اول و امین رای دوم را بدست آوردند. مهندس بیانی در سال ۱۳۸۸ در گذشت و چون امین رای دوم را در آخرین پلنوم بدست آورده بود به دبیرکلی حزب ایران منصوب شد.

از آن تاریخ به بعد حزب ایران هیچ گونه معارضی نداشت‌ تا اینکه برخی اعضای آن برای اخذ مجوز و فعالیت سیاسی قانونی، پس از وقفه چهارده ساله تصمیاتی اتخاذ کردند. این بار اشخاص بی نام و نشان و فاقد هویت و پیشینه عضویت در حزب ایران با جعل سند به معارضه پرداختند و به دروغ در فضای مجازی گاهی دکتر قدیری اصل را دبیر کل حزب خواندند و گاهی ادعا کردند که حزب ایران دبیرکلی نداشته و ندارد…

باید پرسید آیا چه کسی و با چه مصوبه ای و در چه تاریخ دبیر کل حزب شده است؟ یا چه کسی و چه گروهی در این فاصله حرکت مثبتی در جهت ایجاد وفاق ملی و جذب حداکثری نیروهای ملی برداشته است!
در شرایط فعلی هم حزب ایران و هم جبهه ملی هر دو فاقد مجوز و از نگاه حاکمیت غیر قانونی اند. آیا بهتر نیست که نیروهای ملی در درون حزب ایران و جبهه ملی با اتحاد و اتفاق گرد هم آیند و به سود جمع از مواضع فردی خود صرف نظر کنند؟

واحد اطلاع رسانی حزب ایران

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد