امروز

پنج شنبه, ۲ آبان , ۱۳۹۸

  ساعت

۰۳:۵۶ قبل از ظهر

پرفسور سید حسن امین دبیرکل حزب ایران در یادداشتی نوشت: تاریخ شفاهی، وجه علمی خاطره نویسی است. برای تدوین درست تاریخ سیاسی معاصر همه مشاهدات و مسموعات شاهدان عینی باید به طور مستند گردآوری و منتشر شود. وقایع سیاسی و اجتماعی که به منجر به انقلاب ۱۳۵۷ شد با گذشت بیش از چهل سال از تاریخ وقوع همچنان نیازمند بررسی بیشتر و دقیق تر است تا چهره های موثر و به ویژه نیروهای ملی در انقلاب نقش داشتند بهتر و بیشتر شناخته شوند. اولین رئیس جمهور ایران سید ابوالحسن بنی صدر، فرزند یکی از روحانیون متعین همدان به نام صدرالعلما بود که پس از تحصیلات حقوق به جبهه ملی پیوست با کمک زنده یاد دکتر غلامحسین صدیقی رئیس موسسه تحقیقات اجتماعی برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و در انقلاب ۵۷ در پاریس به نوعی سخنگوی انقلاب محسوب می شد.

من ابوالحسن بنی صدر و دیگر چهره های موثر مانند حسن حبیبی، ابراهیم یزدی، صادق قطب زاده، صادق طباطبایی و دیگران را در نوفل لو شاتو از نزدیک دیدم. راستی را در بنی صدر صداقتی ندیدم. فقط یک خاطره می گویم .
داخل چادری که در باغچه نوفل لو شاتو زده بودند، جلسه پرسش و پاسخ برگزار می شد. یک روز یک آقای مقیم اروپا خطاب به بنی صدر گفت:
این مزخرفات و لاطایلات نا مربوط به این عصر و زمانه و صحبت امام و امت و مرجع تقلید و مقلدین و فتوا و آیت الله و این حور چیز ها را ول کنید ، از دموکراسی و انتخابات و عقل و منطق برای ایران آینده صحبت کنید.
بنی صدر برای اسکات این شخص در حضور جمع که اکثر مذهبی و انقلابی و مخالف پرسشگر بودند،گفت :
ما از تقلید و مقلدین و آیت الله صحبت نمی کنیم. امام زمان که ظهور کنه،سر هر که مجتهد نباشه و مقلد باشه با شمشیر میرنه. در آینده ایران تک تک مردم با اجتهاد سیاسی خودشان و با رای مستقل خودشان ازادی عمل خواهند داشت. .‌.
من همین برخوردها را از نزدیک دیدم و با انقلابیون به ایران بر نگشتم. به دوستان حزب ایران وجبهه ملی هم هشدار دادم که سید ( ابوالحسن بنی صدر ) دارد جبهه ملی را از مسیر طبیعی اش منحرف میکند و نمی توان با وجود اللهیار صالح و دکتر غلامحسین صدیقی به امثال او امید بست. در ان تاریخ هنوز نامی از نخست وزیری دکتر شاپور بختیار در میان نبود و اکثر ملیون خارج از کشور از جمله سیروس غنی در لندن و به تبع او من طرفدار نخست وزیری دکتر غلامحسین صدیقی وزیر کشور جاودان یاد دکتر مصدق بودیم. اما دکتر سنجابی با دادن نامه سه ماده ای گول بنی صدر را خورد و جبهه ملی را تسلیم و خلع سلاح کرد .بعد هم دکتر صدیقی و دکتر شاپور بختیار را از جبهه ملی اخراج کرد و خود در کابینه بازرگان وزیر امور خارجه شد.
من این خاطرات شخصی را از روزهای اقامت در پاریس و حضور در نوفل لو شاتو و مشاهدات و مسموعاتم در آن روزهای هیجانی انقلاب، پیش از این در مصاحبه ای با حضور احمد صدر حاج سید جوادی در دایره المعارف تشیع کفته بودم . یاد ایام جوانی جگرم خون می کرد. آیا کسی از دوستان علاقه ای به ضبط این خاطرات دارد؟ و قبل از این که بنده هم مشمول خوب شد پیر شدم کم کم و نسیان آمد بشوم، این اطلاعات شخصی را از حقایق تاریخی به گونه ای مستند به نسل حاضر و آیتده بسپارم

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد