امروز

یکشنبه, ۲۴ آذر , ۱۳۹۸

  ساعت

۰۲:۵۳ قبل از ظهر

از شناخت نفت در ایران قرن ها می گذرد. مردم ایران از دیرباز نفت را می شناختند، در اطراف و کنار برخی مناطق این سرزمین، چشمه های سیاه آن را جاری می دیدند و هرچند به صورت محدود و ابتدایی، از آن استفاده هایی می بردند. 

بهمن ماه ۱۲۸۶ بود که سرانجام تلاش های بسیارِ بیگانگان پس از عقد قرارداد دارسی، به نتیجه رسید و اولین میدان نفتی ایران به اجنبی رخ نشان داد. نخستین میدان نفتی ایران یا همان اولین میدان نفتی خاورمیانه پیدا شد و از آن پس فواره های تغییر همراه با فوران نفت، بر سرنوشت ایران فرود آمد. اکتشاف این میدان نفتی به دست خارجی بود، اما به هر روی سرنوشت مناسبات اقتصادی ایران و بیش و پیش از آن مناسبات سیاست خارجی ایران و تعامل این کشور با جهان صنعتی به ویژه انگلستان از بهمن ماه ۱۲۸۶ دیگرگونه شد. از آن تاریخ تا امروز، تاریخ ایران، گذشته، حال و سرنوشتِ آینده این سرزمین به ماجراهای این ماده سیاه گره خورد؛ ماده سیاهی که قرن ها در دل زمین خفته بود و وقتی سرانجام با دست های بیگانه از خواب بیدار شد، مردم ایران که صاحبان اصلی اش بودند، هنوز کاملا از خواب بیدار نشده بودند و شاید حتی در خواب هم نمی دیدند که سال ها بعد این نفت درهای ثروت را به روی شان باز می کند و روزی حیات و ممات کشورشان به ماده سیاهی بسته می شود که پیشینیان شان آن را شوم می پنداشتند.
محمدعلی موحد که در مهم ترین مقطع تاریخ نفت ایران، یعنی همزمان با ملی شدن صنعت نفت، وارد شرکت نفت شد و ابتدا در مقام سردبیر روزنامه شرکت و در مقاطع بعدی به عنوان یکی از اعضای برجسته قسمت حقوقی شرکت، در آنجا اشتغال داشت و از نزدیک شاهد ماجراهای ملی شدن صنعت نفت بود، در کتاب «خواب آشفته نفت» حدیث بی قراری ها و آشفتگی های نفتی ایران را بازگو کرده است، البته به زبان تاریخ و به شیوه ای روش مند. او که مجموعه «خواب آشفته نفت» را با دو جلدی «دکتر مصدق و نهضت ملی ایران» آغاز کرده و کارش را با «از کودتای ۲۸ مرداد تا سقوط زاهدی» به عنوان جلد سوم ادامه داده، اخیرا به دوران پیش از مصدق و ملی شدن نفت بازگشته تا ماجرای نفت را از آغاز تا سقوط رضاشاه در قالب جلد چهارم با عنوان «از قرارداد دارسی تا سقوط رضاشاه» بازگوید که بخش آغازین روایتش را نیز کامل کند. گرچه عنوان این کتاب از قرارداد دارسی آغاز می شود، موحد روایتش را با نفت و روزگاران کهن آغاز کرده است، با این حال تمرکز اصلی این کتاب بر قرارداد دارسی است؛ قراردادی که الغای آن با شعارها و تبلیغات فراوان دولت رضاخان علیه استعماری بودن آن همراه بود و پس از الغا هم سال ها استعماری و ننگین دانسته شد، اما با اندکی فاصله پس از لغو آن، قرارداد ۱۹۳۳ با در نظر گرفتن سهم بالقوه کمتر برای ایران به امضا رسید. 
دکتر موحد با تخصص حقوقی اش، ظرایف و ریزه کاری های حقوقی قراردادها و جزئیات ماه ها مذاکرات نفتی را می کاود و روایت می کند. سعیِ تیمورتاش برای مذاکرات نفتی، بارها سفر رفتن و واپسین بازگشت پر رمز و راز او، یکی از پر کشش ترین بخش های این کتاب است که در نهایت با به بن بست رسیدنِ این مذاکرات و مرگ غم بار تیمورتاش به پایان می رسد، قرارداد دارسی در میان تبلیغات منفی فراوان علیه این قرارداد، استعماری خواندن آن و توصیفش به عنوان یکی از قراردادهای ننگین استعماری باقی مانده از دوران سیاه قاجار، لغو می شود.ماجرای «خواب آشفته نفت» اما تنها به الغای قرارداد دارسی ختم نمی شود. 
دکتر محمد علی موحد اثرات لغو قرارداد را هم می کاود تا جایی که در نهایت، در میان سکوت و تأیید رسانه ها و مجلس، ایران به پادشاهی رضاخان به قراردادی به مراتب استعماری تر از قرارداد دارسی تن می دهد؛ قرارداد ۱۹۳۳ که اگرچه استعماری تر از دارسی بود، سهم بالقوه ایران را از نفت کاهش می داد و اختیارات حقوقی این کشور را کمتر از قرارداد استعماری خوانده شده دارسی می کرد اما رضاخان با خودرایی و خودمحوری در مذاکراتی آن را تایید کرد، مجلس نیز در سکوتی مرگبار در برابر آن سکوت کرد و بدون هیچ اعتراضی آن را به تصویب رساند. خبری از تبلیغات منفی قبلی نبود و در برابر تصمیم ملوکانه رضاشاه پهلوی هیچ اعتراضی وارد نبود.

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد