امروز

شنبه, ۲ شهریور , ۱۳۹۸

  ساعت

۰۸:۲۱ قبل از ظهر

کریم سنجابی در ۱۲۸۳ خورشیدی در کرمانشاه متولد شد. پدرش قاسم خان سردار ناصر رئیس ایل سنجابی بود. کریم تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه‌ای که توسط صمصام‌الملک تأسیس شده بود، به پایان رساند. در بحران جنگ جهانی اول و مهاجرت خانواده‌اش، حساب و هندسه را نزد سلیمان‌میرزا اسکندری و علوم دیگر را نزد آقا میرزا طاهر تنکابنی و سهراب زاده فرا گرفت. سیزده ساله بود که ایل سنجابی مورد حمله و تاراج انگلیسی‌ها قرار گرفت. پدرش را اسیر کرده و به بغداد فرستادند و ایل سنجابی نیز به کرمانشاه کوچ داده شد. در این زمان سنجابی دوره اول متوسطه را به پایان رسانده بود. در سال ۱۳۰۰ به تهران آمد و در مدرسه عالی علوم سیاسی ثبت نام کرد. پس از دریافت دیپلم عالی، به مدرسه عالی حقوق رفت و در سال ۱۳۰۷ با نخستین گروه محصلان اعزامی به اروپا، راهی پاریس شد. در پاریس با ارائه پایان‌نامه خود تحت عنوان «اصلاحات کشاورزی و کشاورزان در ایران» موفق به دریافت دکترای دولتی حقوق عمومی از دانشگاه پاریس شد. 

در سال ۱۳۱۳ به سمت دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی دانشگاه تهران منصوب شد و حقوق اداری را درس می‌داد. 
– به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و سپس در فاصله سال‌های ۱۳۲۳ تا ۱۳۲۵ (ش) رئیس دانشکده حقوق شد. در سال ۱۳۱۵ با فخرالملوک اردلان خواهر علی اردلان ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه پسر و یک دختر بود.

دکتر سنجابی از بنیانگذاران حزب میهن بود و بعدها به حزب ایران پیوست و در سال ۱۳۲۵ حزب ایران با حزب توده ائتلاف کرد. در تحصن دربار بر سر انتخابات مجلس شانزدهم با مصدق همراه بوده و از آن پس به عضویت جبهه ملی ایران درآمد.مدت کوتاهی به سمت وزارت فرهنگ در دولت مصدق رسید. دکتر سنجابی برای اینکه مجلس در دست طرفداران مصدق باقی بماند از وزارت استعفا کرد و به نمایندگی مردم کرمانشاه در مجلس رسید. در خرداد ۱۳۳۱ در دعوای میان ایران و انگلستان در بحران شرکت نفت انگلیس و ایران، ایران سنجابی را به عنوان قاضی اختصاصی خود در این پرونده به دیوان دادگستری بین‌المللی معرفی کرد. در پرونده‌های دیوان بین‌المللی هر یک از دو کشور حق معرفی یک قاضی اختصاصی را دارند. یکی از قضات دیوان به نام آرنولد مک نایر تبعه انگلستان بود.

دکتر سنجابی، قاضی اختصاصی ایران در دیوان بین‌المللی دادگستری در پرونده نفت ایران و انگلیس پس از کودتای ۲۸ مرداد حدود ۱۹ ماه مخفی بود و در نهایت باتوجه به موقعیت بین‌المللی و با شفاعت حشمت‌الدوله والاتبار آزاد شدهو به دانشگاه بازگشت و تا سال ۱۳۳۸ فعالیت سیاسی نداشت. با تشکیل جبهه ملی دوم در سال ۱۳۴۰دکتر سنجابی وارد فعالیت شد ولی در نهایت با بروز اختلافاتی میان علی امینی و جبهه ملی و سرکوب دانشجویان دانشگاه، در نهایت امینی کنار گذاشته شد.

سنجابی پس از انقلاب به مدت ۵۵ روز وزیر امور خارجه مهندس مهدی بازرگان در دولت موقت بود اما به دلیل مشکلات فراوان استعفا داد.

در روز بیست و هشتم آبان ماه، اتحاد نیروهای جبهه ملی طی صدور بیانیه‌ای اعلام موجودیت کرد. به موجب این اعلامیه سوسیالیست‌های نهضت ملی ایران ، حزب ایران و حزب ملت ایران عناصر متشکله جبهه ملی چهارم بودند. مهندس کاظم حسیبی بعنوان رئیس شورای مرکزی به همراه دکترکریم سنجابی، دکتر شاپور بختیار ، داریوش فروهرو رضا شایان بعنوان اعضای کمیته مرکزی انتخاب شدند. (برخی از منابع بجای مهندس حسیبی از فریدون مشیری به عنوان عضو هیات رهبری نام برده‌اند.

در ۲۲ اسفندماه ۱۳۵۷ دکتر کریم سنجابی به همراه مهندس حسیبی طی اعلامیه از عموم مردم برای مشارکت در بازسازی جبهه ملی ایران دعوت عمل اوردند و با کمک اعضای جبهه ملی اقدام به راه اندازی باشگاه جبهه ملی نمودند . دکتر سنجابی عضویت در شورای انقلاب را با وجود پیشنهاد آیت‌الله مطهری و آیت‌الله بهشتی نپذیرفت و در حقیقت با اینکار شانس خود را برای پذیرش پست نخست وزیری از دست داد . دکتر سنجابی در این مورد می گوید : آیت‌الله مطهری و آیت‌الله بهشتی از طرف آیت‌الله خمینی از او برای شرکت در شورای انقلاب دعوت کردند ولی وی نپذیرفت .

جبهه ملی به رهبری دکتر سنجابی پس از اندک زمانی به دلیل مواضع سکولار و دموکراسی خواهانه رو در روی نظام قرار گرفتند . جبهه ملی ایران حادثه بحران گروگان‌گیری در سفارت آمریکا را محکوم کرد و انتخابات قانون اساسی را نیز تحریم نمود و با قانون اساسی نوشته شده توسط خبرگان مخالفت کرد. اعضای جبهه ملی در اولین دوره انتخابات شورای ملی پس از انقلاب شرکت نمودند و برخی از انان که رای اورده بودند یا در مجلس اعتبارنامه هایشان مورد تصویب قرار نگرفت و یا انتخابات باطل شد.مانند انتخابات کرمانشاه و ابطال آن به به منظور جلوگیری از ورود دکتر سنجابی به مجلس روی داد.

پس از اعلام ارتداد جبهه ملی توسط ایت الله خمینی و دستگیری اعضای جبهه ملی دکتر سنجابی به مدت ۱۴ ماه مخفی بود و سرانجام از راه کردستان به ترکیه و ازانجا به پاریس و سپس به امریکا رفت .

دکتر سنجابی در کتاب خاطرات خود به نام امیدها و ناامیدی ها در این مورد چنین می گوید:

…چند روز بعد از ۲۵ خرداد ۶۰ ما خانه های خود را ترک کردیم و در حال اختفای مطلق افتادیم و در حال اختفا بود که آقای علی اردلان، دکتر ورجاوند، مسعود حجازی و عده زیادی از فعالین ما را گرفتند و توقیف کردند و، یکی از آنها، یکی از بازاریهای فداکار و رفیق ما بنام کریم دستمالچی را هم اعدام کردند. شنیدیم به خانه ما ریخته اثاثه آنرا غارت کرده و خانه را در تصرف گرفته‌اند … » «…من و همسرم پس از ۱۴ ماه اختفای همیشه آمیخته با وحشت و نگرانی تن به بار گران فرار و هجرت از وطن دادیم و روزچهارشنبه ششم مرداد ۱۳۶۱ مطابق با ۲۸ ژوئیه با اتوبوس کوچکی که دوستان ما فراهم کرده بودند…باچشمانی اشکبار عزیزان خود را پشت سر گذاشتیم …»

دکتر سنجابی پس از اقامت کوتاهی در ترکیه به پاریس رفت و بعد از چهل روز اقامت در پاریس روز یکشنبه ۲۸ شهریور ماه ۱۳۶۱ برابر با ۱۹ سپتامبر ۱۹۸۲ وارد سانفراسیسکو در آمریکا شد و در نهایت در تاریخ ۴ ژوئیه ۱۹۹۵، برابر با ۱۳ تیرماه ۱۳۷۴ خورشیدی در سن ۹۰ سالگی در خانه خود در شهر کاربُندِل در جنوب ایالت الینوی آمریکا درگذشت و همان جا به خاک سپرده شد.

کتاب امیدها و ناامیدی‌ها مجموعه‌ای است از مصاحبه‌های دکتر کریم سنجابی که برای پروژهٔ «تاریخ شفاهی» دانشگاه هاروارد (آمریکا) تهیه شده و بعداً به‌صورت کتاب در آمده‌است این کتاب در ایران تحت عنوان “خاطرات سیاسی دکتر کریم سنجابی توسط انتشارات صدای معاصر منتشر شده است. در حقیقت هسته مرکزی این خاطرات را چگونگی شکل گیری جبهه ملی ایران و فعالیتها و تحولات و سرنوشت آن تشکیل می دهد.


اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد