امروز

شنبه, ۲ شهریور , ۱۳۹۸

  ساعت

۰۸:۱۸ قبل از ظهر

تيمسار سرلشکر ناصر فربُد (دومين رئيس ستاد ارتش جمهوري اسلامي ايران) که از رجال ملي و فرهنگي کشورند، پس از سپهبد محمد ولي قرني، در دولت موقت زنده ياد مهندس مهدي بازرگان، رئيس ستاد ارتش شدند. ايشان طبع شعر هم دارند، صاحب فکر و انديشه و داراي چندين کتاب و ده‌ها مقاله‌اند. 

تيمسار فربد چندين کتاب تأليف و ترجمه کرده‌اند که يکي از آنها «نقش ارتش در تحولات تاريخي ايران» است و ديگري کتاب «انسان و هستي» که با تعليقه‌اي مفصل به قلم اين بنده و با نقدي مؤدبانه به قلم دکتر غلامعلي حداد عادل به چاپ رسيد.

تيمسار فربد کتاب ديگري نيز در ۱۳۴۲ در زماني که سرهنگ زرهي ستاد بوده‌اند، تأليف کرده‌اند با عنوان «ما و استعمار» که در دي ماه ۱۳۴۲ در چاپخانه ارتش چاپ شده و به‌طور مختصر و مفيد از تجاوز‌ها و توطئه‌هاي دولت‌هاي استعمارگر در ايران به سلسله مراتب تاريخي تا آن زمان پرده برمي‌دارد و اوضاع تاريخي ايران را از اواخر صفويه تا سقوط رضاشاه تجزيه و تحليل مي‌کند. گفتني است که اين کتاب در چاپ دوم با عنوان «سرنوشت استعمار در ايران» منتشر شد و مورد استفاده بسياري از اهالي قلم و فرهنگ قرار گرفته و از جمله از منابع کتاب ارزشمندي است که يک نويسنده مذهبي پرکار به نام علي صفايي حايري (۱۳۳۰ ـ ۱۳۷۸) با عنوان «نگاهي به تاريخ معاصر ايران» تأليف کرده و در زمستان ۱۳۸۸ از سوي انتشارات مؤسسه تحقيقاتي ليله‌‌القدر منتشر شده و به چاپ دوم رسيده است.

نمونه اشعار تيمسار سرلشکر فربد پيش از اين در کتاب «نگين سخن» تأليف استاد عبدالرفيع حقيقت و نيز در ماهنامه حافظ به چاپ رسيده است. در طول انتشار مجله حافظ، مقاله‌هاي دو شخصيت فرهيخته نظامي يکي شادروان ارتشبد فريدون جم و ديگري سرلشکر ناصر فربد به تناوب، زينت بخش آن مجله بود و در روشنگري تاريخ سياسي معاصر کشور عزيزمان ايران قابل استفاده و استناد بود.

چند روز پيش من و همسرم براي بازديد تيمسار فربد و همسر عزيزشان خانم ناهيد صديقي که از خويشاوندان دکتر غلامحسين صديقي (وزير کشور زنده ياد دکتر مصدق) و استاد ابوالحسن صديقي (بهترين مجسمه‌ساز ايراني)‌اند، به آپارتمان ساده و بي پيرايه اين امير شرافتمند ارتش ايران که قبل از انقلاب به رتبه سرلشکري رسيده بودند، رفتيم. تيمسار که به رغم سنّ بالا هنوز آثار درک بالاتر از ناصيه شان هويداست، آخرين سروده خود را از راه التفات به من دادند. اين شعر، سروده يک انسان ايراني در کسوت سپاهي گري است و عنواني که خود سراينده به آن داده‌اند، «صلح و صفا» است. اکنون اين شما و اين نيز شعري که تيمسار فربد با عنوان «صلح و صفا» در اين برهه بحراني از تاريخ منطقه خاورميانه سروده‌اند:

‏صلح و صفا:‏

سحرگه آمد، از بستر جدا باش 

ز عزلت در گذر، فرمانروا باش

اگر معيار هستي زور و زرشد

تمرد کن، نمودار سخا باش

جهان پر شد ز بيداد و تباهي‌

بپا خيز و جلو گير بلا باش

شعور و شوق پا مال شعار است‌

در اين حرمت زدايي خود کفا باش

گروه مردمان گمنام و گمراه‌

از اين بيهوده رفتن‌ها رها باش

شدائد بر خشونت‌ها فزوده‌

صبور و مهرورز و دل گشا باش

حسود و کنيه توزان جاهلانند‌

حذر کن از عداوت با وفا باش

تو‌اي بانوي در بسته به خانه‌

برون‌اي از قفس، فرخ لقا باش

در اين آشفتگي‌ها نيز (ناصر)‌

تو سامان آورِ صلح و صفا باش

به قلم: پرفسور سید حسن امین

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد